X
تبلیغات
شاید این جمعه بیاید

شاید این جمعه بیاید

شاید ..................

نوحه جدید کربلا ای کربلا با صدای نزار القطری و حاج صادق آهنگران

نوحه با صدای نزار قطری و حاج صادق آهنگران

نوحه با صدای نزار قطری و حاج صادق آهنگران

دانلود نوحه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 5:1  توسط عارف  | 

دانلود نوحه امام زمان از جواد مقدم

اینم یه  مداحی  با صدای جواد مقدم که با سبک سنگین برای امام زمان خونده                           

دمش گرم خیلی ناز و مشتی خونده توصیه می کنم حتما دانلودش کنید

 

www.aashoora.com

mp3-

روی ادامه کلیک کنید.



مدت:۹دقیقه

حجم:۱.۹۸ مگابایت

 

برای دانلود روی شکل روبرو راست کلیک و گزینه            aashora.com

         save traget as  

   را بزنید و برای گوش دادن دکمه shift را گرفته و فقط کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:19  توسط عارف  | 

ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت

یک نتیجه ایی کــه مـی تــوان از کــل بحث گرفت و به نظر نمی آید که با ادله ارائه شده مغایر باشد این است کـــه مـدعـیـان ارتباط و دیدن امام زمان (عج) دروغگو و کذاب مفتر هستند ... این نکته ایی بسیار مــهــم هـست کـــه سخنان افرادی که مدعی هستند ، ایشان را می بینند و با ایشان رابطه دارند را رها کنیم و به ادعای آنها توجه نکنیم.
اما نکته قابل توجه که این مقاله زیــاد بــر روی آن متمرکــز نشده ایــن است که بر اساس توقیع شریف ، مدعیان مشاهده دروغـگـو هستند ... امـــا گفته نشده کـه اصلا امکان دیدن وجود ندارد ...
به عبارت دیگر کسانی که بــا ایشان ارتباط دارند هــرگــز ادعا ندارند و این ارتباط را آشــکــار نـمـی کنند ... به عبارتی ساده تر این توفیق مخصوص افــراد خاصی می باشد که از نظر درجـات ایمانی به مراتب بالایی رسیده اند و بنابراین این توفیقات از ناحیه مقدسه (عج) به این افراد عطا می شود. بنابراین امکان ارتباط در عصر غیبت وجود دارد ، امــا کسانی کـــه واقعا دارای ایـن ارتباطات هستند ، از گفتن و آشکار کردن این ارتباطات منع شده اند و افراد مــدعــی همگی کذاب مفتر می باشند. < ادامه >

وظایف کلی منتظران :

- وظيفه مـهم ديگرى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد تهذيب نفس و آراستن خود به اخلاق نيكو است، چنانكه در روايتى كه نعمانى به سند خود از امام صادق (ع)، نقل مى ‏كند آمده است :
«هر كس دوست مى ‏دارد از يــاران حضرت قائم (ع) ، باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالي كه منتظر باشد ، پـس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم (ع) ، بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است ، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد ، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت ‏خداوند.»
موضوع تهذيب نفس و دورى گـزيدن از گناهان و اعمال ناشايست، به عنوان يكى از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتى برخوردار است كه در توقيع شريفى كه از ناحيه مقدسه حضرت صاحب الامر بــه مــرحــوم شيخ مفيد، رحمة ‏الله عـليه، صادر گرديده ، اعــمال ناشايست و گناهانى كه از شيعيان آن حضرت سر مى‏ زند ، يــكــى از اسباب و يـا تنها سبب طولانى شدن غيبت و دورى شيعيان از لقاى آن بدر منير شمرده شده است :
«... پس تنها چيزى كه مــا را از آنــان (شيعيان) پوشيده مى ‏دارد، همانا چيزهـاى نــاخــوشايندى اسـت كــه از ايشان به ما مى ‏رسد و خوشايند ما نيست و از آنان انتظار نمى ‏رود.»

- آيــا اگر هر شيعه منتظر در آغاز هر روز، با حضور و توجه، چنين عهد و پيمانى را با امــام و مـقـتـداى خــود تجديد نمايد ، هرگز تن به ركود ، ذلت و خوارى و ظلم و بى ‏عدالتى خواهد داد ؟
آــيا هرگز حاضر خواهد شد كه به رضاى مولا و سرور خود بى‏ اعتنايى كند و تن به گـنـاه و معصيت دهد ؟ مسلما خـيـر و بـدون هـيـچ ترديدى اگـر در جامعه ‏اى چنين فرهنگى حــاكــم شـود و همه تنها در پى رضاى امام زمان خود باشند ، آن جامعه هرگز دچار بحران فرهنگى ، از خودبيگانگى، ياس و نوميدى و انحطاط نخواهد شد.
ايــن نكته نيز مسلم است كه اگر همه شيعيان با همدلى و همراهى دست‏ بيعت و يـارى به سوى مولا و سرور خود دراز كنند و بر نصرت او متفق شوند ديرى نخواهد پاييد كـه فرج مولايشان را درك خواهند كرد و براى هميشه از ظلمها و ذلتها رهايى ‏خواهند يافت. چنانكه در توقيع شريفى كــه بيش از ايـن نيز به بخشى از آن اشاره شد آمده است :
«اگر شيعيان مــا كــه خداوند آنان را در اطاعتش يارى دهد، در وفـاى پيمانى كه از ايشان گرفته شده يكدل و مصمم باشند ، نعمت لقاى ما از آنان به تاخير نمى‏ افتد و سـعـادت ديــدار مــا بـــراى آنـهـا بــا معرفت كـامل و راستين نسبت ‏به ما تعجيل مى‏ گردد.» < ادامه >

وظايف منتظران در عصر غيبت :

امام صادق عليه السلام فرمودند : خـوشـا بــه حــال شيعيان ما ! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان [ولايت] ما تمسك مى‏ جويند.»

د: امام حسين عليه السلام فرمود :
براى او [مهدى] غيبتى است كه اقوامى در آن از دين خارج شوند و گروهى بر دين ثابت قــدم بمانند و آزار و اذيت مى ‏كشند و بــه آنـ‏هـا گفته مى ‏شود : ايــن وعـده [ظهور] چه وقت عملى مى‏ شود ، اگر راست مى ‏گوييد ؟ بـى‏ ترديد صبر كننده در زمان غيبت در برابر آزار و تكذيب [مخالفان]، بـــه منزله جـهـاد كننده بـا شمشير در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله است.»

امام صادق عليه السلام فرمود :
هـر كس شادمان مى‏ گردد از اينكه از ياران حضرت مهدى عليه السلام باشد، بايد منتظر باشد و به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد و او منتظر [واقعى] است.»

امام رضا عليه السلام فرمود :
هيچ كس از شيعيان ما . . . غم ديده نمى ‏شود مگر آن كه ما نيز در غم او غمگين مـى ‏شـويم و شـاد نمى ‏شود مـگر اينكه از شادى او شاد مى ‏شويم و هيچ يك از شيعيان ما در مشرق و مغرب زمين از نظر ما دور نيستند.»
< ادامه >

رفاه و آسایش در عصر ظهور :

حضرت علي (ع) فـقـر را بــه مرگ بزرگ تشبيه نموده و به فرزندش اين گونه توصيه مي كند :
«انـساني كــه در پـي كسب معيشت خود است را ملامت مكن ، زيــرا در فــقــر و تهيدستي ، خطاهاي او زياد مي شود. اي فرزندم ! فـقـيـر حقير است ، سـخـن او شنيده نمي شود و مـقـام او ، شناخته نمي گردد؛ شخص فقير، اگر راستگو باشد ، دروغگويش خوانند و اگر زاهد باشد و پرهيزگار، او را نادان گويند.
فرزندم هــر فــردي كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت نيز مبتلا شود : سستي در يقين ، كاستي در عقل ، رقت و سستي در دين و كم شدن حيا در صورت، پس پناه به خداي متعال از فقر»

حضرت علي (ع) نيز راجع به رونق اقتصادي در عصر ظهور و نزول بركات آسماني در آن دوره طلايي مي فرمايد : «چون قائم قيام كند ، آسمان چنان كه بايد، باران بارد و زمين گياه روياند ... به گونه اي كــه زن از عراق درآيد و تا شام برود و جز بر زمين ها سرسبز گام ننهد ...»

در حديثي راجع به عصر ظهور مي خوانيم :
«انسان در عـصـر حاكميت جهاني حضرت مهدي ، هرآنچه از انواع دانه هاي زراعي بر زمين بيفشاند ، هفتصد برابر ، برداشت مي كند همان گـونـه كه خداي متعال در قرآن كريم فرموده است : «مـثـل آنــان كــه مال شان را در راه خدا انفاق كنند ، به مانند دانه اي است كه از يك دانه ، هفت خوشه برويد و در هر خوشه اي صد دانه باشد و خداوند براي هركس كه بخواهد مي افزايد.» < ادامه >

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:11  توسط عارف  | 

مهدی منتظر (عج) و سیر تاریخی و نشانه‏های ظهور

ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ

بیشتر فلاسفه‏ی پوزیتیویسم به ویژه مارکسیست‏ها در سده‏ی نوزدهم و بیستم، درباره‏ی سنت‏ها و مرحله‏های تاریخ به بحث پرداخته‏اند .

بهترین دست آوردی که مارکسیسم، به اندیشه‏ی بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی (1) و کوشش برای کشف سنت‏ها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت‏شناخت قوانین آن برای پیش‏بینی مسیر حرکت تاریخ و پی‏آمدهای آن بود . مارکسیسم درباره‏ی شناخت‏سنت‏های تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تاثیر فعالیت‏های مثبت در رویکرد مرحله‏ی تاریخی که انتظار آن می‏رود، نیز کاوش می‏کند .

اما مارکسیسم با انکار وجود خدای متعال و تحریف دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پی‏آمد آن، عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شناخت‏سنت‏هایی است که مقطع کنونی و گذار را به مرحله‏ی آینده انتقال می‏دهد و در پایان محتومی نگه می‏دارد .

بقیه در ادامه مطلب


 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:6  توسط عارف  | 

انديشة انتظار و جهاني‌شدن

چكيده

مسألة «انتظار ظهور» و «جهاني شدن» از موضوعاتي است كه امروزه مورد توجه انديشمندان درحوزة مطالعات ديني- سياسي است؛ به همين دليل، در فرهنگ و ادبيات معاصر، از اين عصر، با عنوان «عصر انتظار» و «عصر جهاني شدن» تعبير مي‌شود.

بررسي رابطة انتظار ظهور منجي موعود با مسألة جهاني شدن، موضوعي است كه اين مقاله به طرح و بررسي آن پرداخته است. نگارنده، ضمن تبيين ماهيت، ويژگي‌ها و آثار كاربردي انديشة انتظار، ضرورت جهاني‌سازي نظرية مهدويت و انتظار را مطرح كرده است. سپس با اشاره به بايسته‌هاي جهاني‌سازي انديشة انتظار، به بررسي مقوله جهاني شدن و تعامل و همسازي آن با موضوع مهدويت پرداخته و برنقش راهبردي و بسترساز موضوع جهاني‌شدن در جهاني‌سازي نظرية مهدويت و انتظار، تأكيد كرده است.

كليد واژه‌ها: انتظار، ظهور، انديشة انتظار، جهاني‌شدن، جهاني‌سازي، نظريه، راهبرد، گفتمان.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:3  توسط عارف  | 

 
حميد عليمي

جدید

حمید علیمی رمضان 87

جهت دانلود روی موضوع راست کلیک و گزینه    save target as...    را بزنید و جهت

پخش مستقیم روی موضوع فقط کلیک کنید.

فرمت:MP3

دانلود مداحی اول:دل کبابم شده گل پرپر ...به مدت 7دقیقه و 15ثانیه و حجم958کیلوبایت

دانلود مداحی دوم :چی می شه ...دل کوچیک منبه مدت 8دقیقه و حجم1.3مگابایت

دانلود مداحی سوم:چی علی ...به مدت8دقیقه28ثانیه و حجم 1.9مگابایت

 

مداحی سلیم موذن زاده در پست پایین با نام عم اوغلی با کیفیفیت بالا و زمالن بالا . اینک مداحی عم اغلی با کیفیت ۲۲۴ کیلو بایت زمان ۵ دقیقه را می توانند داونلود کنند.

لینک داونلود

سایز ۸ مگ

مداحی سلیم موذن زاده در سال ۸۶ خواسته .این مداحی رو داونلود کنندداونلود

مداحی عباسیم از حاج محمد عاملی

لینک دانلود

روضه امام حسین قسمت اول از حاج مهدی خادم آذریان برای طرفداران روضه

لینک داونلود

مداحی از مداح اهل البیت سلیم موذن زاده به مناسبت شهادت حضرت علی

لینک داونلود

حاج جعفر صدقی. مداحی زیر را داونلود کنند.

زبان حال حضرت زینب به مناسبت شهادت حضرت علی

حاج جعفر صدقی

زمان ۳۵/۱دقیقه  حجم ۳۸۶ کیلو بایت

سرور 1           سرور 2

۲مداحی از مداح اهل البیت حاج محسن رستگاری مداح هیئت تشنگان کوثر تبریز

(بسیار زیباست از دست ندهید )

وداع حضرت فاطمه از حضرت علی  فارسی

متن نوحه :  شد زمان احتزارم    یا علی بنشین کنارم...

زمان:۵۰/۳ دقیقه حجم:۹۷۸ کیلو بایت

داونلود لینک مستقیم

داونلود سرور 1          داونلود سرور 2

شهادت حضرت علی  ترکی

متن نوحه :  بیزه فخریدور شهادت   بیزه لطفی دور سعادت...

زمان: ۳۰/۴ دقیقه  حجم: ۱.۱۲ مگا بایت

داونلود لینک مستقیم

داونلود سرور 1           داونلود سرور 2

مداحی از مداح اهل البیت حاج سلیم موذن زاده اردبیلی

نام مداحی : الهی جدی اصغریم

مدت ۱ ساعت

حجم ۱۴ مگا بایت

کیفیفت ۳۲ کلو بایت

لینک داونلود از رپید شیر    داونلود

مداحی از حاج غلام رضا زنجانی

مداحي

مداحي

گلچین سینه زنی های سلیم موزن زاده اردبیلی  

داونلود

داونلود

مداحي مهدي عليزاده و حاج مهدي خادم آذريان در اربعين سال۱۳۸۴

مدت 6 دقيقه

حجم 1.۲۳ مگا بايت

كيفيت 32

لينك:  مستقيم      غير مستقيم

دموي سينه زني از محسن رستگاري در شب تاسوعاي ۱۳۸۶

مدت ۱ دقيقه

داونلود: لينك مستقيم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 6:10  توسط عارف  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 6:1  توسط عارف  | 

جدید ترین نوحه

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 3:49  توسط عارف  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:26  توسط عارف  | 

عمو عباس

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس علمت کو عموی خوبم

عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم

عمو عباس بی تو هر لحظه دل می لرزه

بی تو هر شب هوای خیمه ها چه سرده

عمو عباس بی تو دستام جونی نداره

از دو تا چشمام پولکای گریه می باره

عمو عباس زانوهامو بغل میگرم

عمو عباس بیا تا من برات بمیرم

عمو عباس دل اهل حرم کبابه

توی  خیمه چشم برات چشمای ربابه

عمو عباس بابامو تنها نزاری

عمو عباس روی قلبش پا نزاری

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:0  توسط عارف  | 

مختصری از زندگی حضرت عباس (ع)

حضرت عباس بن علی (علیه السلام) فرزند امیرالمومنین (علیه السلام)، برادر سید الشهداء (علیه السلام)، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا است. معنای عباس در لغت شیر بیشه، شیری که شیران از او بگریزند آمده است. مادر ایشان جناب فاطمه کلابیه بودند که بعدها با کنیه "ام البنین" شهرت یافتند. علی (علیه السلام) مدتی پس از شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با ام البنین ازدواج کردند و عباس (علیه السلام)، اولین ثمره این ازدواج بود. ولادتشان را در شعبان ۲۶ام هجری در مدینه نوشته‌اند. کنیه ایشان "ابوالفضل" بود و از معروفترین لقبهایشان قمر بنی‌هاشم است. آن حضرت قامتی رشید، چهره‌ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش بود که او را "قمر بنی‌هاشم" می‌گفتند. در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه امام حسین (علیه السلام) را به عهده داشتند و تا زنده بودند، زنان و کودکان وابسته به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آسایش و امنیت داشتند. در روز عاشورا بیشترین بار جنگ به دوش ایشان بود و بعد از شهادت همه مجاهدان، در رکاب امام حسین (علیه السلام) هنگامی که ایشان برای آوردن آب به فرات رفته بودند، در راه بازگشت به خیمه‌ها، با سپاه دشمن که از فرات محافظت می‌کرد، درگیر شدند و به شهادت رسیدند.

عباس بن علی (علیه السلام) از حیث شجاعت و معرفت و اخلاص مقامی بسیار والا دارند. تعابیر بلندی که در زیارتنامه ایشان از قول حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است، بیانگر این حقیقت است. چنانچه در این زیارت آمده است:

"درود بر تو ای بنده صالح فرمانبر خدا و رسول او و امیر مومنان و حسن و حسین (صلی الله علیهم و سلم) ... خدا را گواه می‌گیرم که تو از جهان درگذشتی با همان مقام رفیع و مرامی که شهدای جنگ بدر و مجاهدان در راه خدا درگذشتند و خیراندیشان او در جهاد با دشمنانش کوشا بودند در یاری دادن اولیایش و دفاع کنندگان از دوستانش.

در این عبارات ابتدا بر بندگی و عبودیت حضرت ابوالفضل تکیه می‌شود و امام (علیه السلام)، ایشان را بنده صالح خدا معرفی می‌کنند. بنده آن کسی است که برای خود به هیچ وجه مالکیتی قائل نیست و هر آنچه دارد را برای خدا می‌داند و لغت صالح که آن را "درست" معنا می‌کنیم، در اینجا به شخص مبارک ایشان نسبت داده شده است (نه به عمل و رفتارشان)، پس منظور از این کلمه شخصیت درست و بی‌نقص ایشان خواهد بود. بنابراین مفهومی که از کنار هم قرار دادن این دو معنا حاصل می‌شود، موضوعی است که ما آن را "انسان کامل" می‌گوییم. لذا در عبارات دیگر این زیارت هر آنچه از کمالات و فضایل ذکر می‌شود، در ذیل همین مفهوم "انسان کامل" است. چنانچه اطاعت کامل ایشان از خدا و پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) و تاکید بر اینکه ایشان سستی نورزیدند و هرگز در مسیر و راهشان که همان راه مجاهدان خدا در بدر و هر معرکه دیگر در تاریخ است، کوتاهی نکردند و بالاخره تصریح به تسلیم و تصدیق و وفای به عهد ایشان در برابر امام زمان خویش، نشانه‌هایی روشن از کمال صفات انسانی و فضایل شخصیتی ایشان به عنوان یک "انسان کامل" می‌باشد.

حضرت عباس (ع) در کربلا

 حضرت عباس(ع) وقتي ديد بيشتر ياران امام به شهادت رسيدند به برادرانش(عثمان، جعفر و عبدالله) فرمود: پيش از من به ميدان برويد و فدا شويد تا من شهادت و اخلاص شما را نسبت به خدا و رسولش(ص) بچشم ببينم. همگي به نوبت اطاعت كردند و بعد از اذن از امام به ميدان رفتند و به شهادت رسيدند. وقتي حضرت ابوالفضل(ع) خودش را تنها مي بيند جلو مي آيد و عرض مي كند: مولا، به من اجازه دهيد من هم بروم. امام گريه سختي نمودند و فرمودند: تو علمدار من هستي. حضرت عباس(ع) عرض كرد: ديگر طاقت ندارم، سينه ام تنگ شده و از زندگاني دنيا بيزارم، مي خواهم از اين گروه منافق خونخواهي كنم. مولا فرمودند: حال كه مي خواهي بروي، برو مقداري آب براي فرزندان بياور. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 1:40  توسط عارف  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 1:13  توسط عارف  | 

چند داستان از کرامات حضرت عباس (ع)

نوجواني را سيم برق گرفته، خشك كرده است

 

جناب حجه الاسلام آقاي شيخ محمدتقي نحوي واعظ قمي در تاريخ 16 محرم الحرام 1417 ق از مرحوم پدرشان، آقاي حاج شيخ ابوالقاسم نحوي، ماجراي زير را نقل كردند:

 

مرحوم نحوي، در آن زمان كه به امر حضرت آيه الله العظمي بروجردي (ره) همراه پسرشان در نجف اشرف اقامت داشتند، در ايام زيارتي مخصوصة حضرت سيدالشهدا اباعبدالله الحسين عليه السلام كه مصادف با شب نيمة شعبان است به كربلا مي‌رفتند و در آنجا نخست به حرم حضرت امام حسين عليه السلام سپس به حرم سردار كربلا حضرت قمر بني هاشم عليه السلام مشرف مي‌شدند. يك روز كه براي عتبه بوسي به حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام رفته بودند، مشاهده مي‌كنند نوجوان ۱۳ - ۱۴ ساله‌اي را سيم برق گرفته، خشك كرده است.

 

پدر بچه داشت با حضرت قمر بني هاشم عليه السلام حرف مي‌زد و مي‌گفت: آقا جان، تو مي‌داني من مي‌خواستم بيايم به پابوس شما، اما مادر بچه راضي نبود كه او را با خود بياورم. حالا اگر بدون او به خانه برگردم، جواب مادرش را چه بگويم؟! مرحوم نحوي مي‌فرمود: يكدفعه ديدم كه بچة مرده، به كرامت حضرت قمر بني هاشم عليه السلام به حركت آمد! آري، نوجوان زنده شد و همراه پدرش به منزل بازگشت.

 

 

  حضرت اباالفضل عليه السلام فرمود: بگو يا صاحب الزمان!

 

جناب حجه الاسلام آقاي مكارمي  فرمودند:

نقل شده است در يكي از شهرهاي شيراز شخصي همراه عمويش براي ماهي‌گيري به كنار ساحل مي‌رود و در آنجا يكدفعه غرق مي‌شود. عموي وي، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان مي‌بيند كه وي روي آب آمد! باري، شخص غرق شده كنار ساحل مي‌آيد و عمويش از او مي‌پرسد: چگونه نجات يافتي؟  مي‌گويد: در حال غرق شدن ، به ياد روضه‌ها افتادم، پس از آن عرض كردم: يا اباالفضل!

ديدم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام تشريف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو يا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف ) شدم و عرض كردم يا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تشريف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند.

 

 

  در قبر گفت: السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلام

 

جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ عبدالله مبلغي آباداني نقل كردند:

در سال 1355 شمسي، يكي از وعاظ شهر يزد، به نام شيخ ذاكري، به بندرعباس مي‌آيد و از آنجا جهت تبليغ به دهكدة سياهو، در اطراف اين شهر، عازم مي‌گردد و در روز 9 محرم الحرام در اثر سكته قلبي درمي‌گذرد. جنازة آن مرحوم را به بندرعباس منتقل مي‌كنند و در جوار يكي از امامزاده‌ها به خاك مي‌سپارند.

 

اينكه بقيه ماجرا را از زبان حضرت حجه الاسلام و المسلمين آقاي مبلغي بشنويد:

ايشان مي‌گويد:

من موقع تلقين خواندن، قسمت دست راست مرحوم ذاكري را تكان مي‌دادم كه ناگاه چشم خود را باز كرد و با صداي بلند، به گونه‌اي كه همه شنيدند گفت: السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلام! و سپس بست.

 

همزمان با اين حادثه شگفت، بوي عطر خوشي به مشام من و حضار رسيد كه بر اثر آن افراد حاضر شروع به صلوات بر پيامبر و خاندان معصوم وي سلام الله عليهم اجمعين نمودند. اين بود مشاهدات اين جانب كه خود در حال تلقين ميت ، ناظر آن بودم.

 

آنقدر نرفتيم، كه مرداب شديم                     همرنگ سكوت، محو مهتاب شديم

هر بار نشستيم و، مروت كرديم                    از شرم لبان تشنه‌ات، آب شديم!

 

   صد دينار حواله حضرت اباالفضل العباس عليه السلام
 

ثقه الاسلام جناب آقاي حاج شيخ علي رضا گل محمدي ابهري زنجاني، شب ۲۷ جمادي الثانيه سال ۱۴۱۶ هـ ق در حرم مطهر كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام نقل كرد:

يكي از اهالي كربلا، عربي را مي‌بيند كه در حرم حضرت قمر بني  هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام كنار ضريح مطهر ايستاده و با حضرت سخن مي‌گويد.

 

آقا جان، صد دينار از شما پول ‌مي‌خواهم؛ مي‌د‌هي كه بده و اگر نمي‌دهي مي‌روم به حرم حضرت سيدالشهداء امام حسين عليه السلام شكايت شما را به آن حضرت مي‌كنم.

 

سپس سرش را به طرف ضريح مطهر برده و مي‌گويد: فهميدم، فهميدم! و از حرم بيرون مي‌رود. عرب مزبور به بازار رفته و به يكي از مغازه داران مي‌گويد: آقا فرموده است صد دينار به من بده. او مي‌گويد: نشاني شما از آقا چيست؟ مي‌گويد: به اين نشان، كه پسر شما مريض شده و شما صد دينار نذر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام كردي؛ بده! و او هم صد دينار را مي‌دهد.

ناقل مي‌گويد: به مرد عرب گفتم: چطور شد با حضرت صحبت كردي و نتيجه گرفتي. گفت: به حضرت گفتم اگر پول ندهي، ميروم شكايت شما را به برادرت امام حسين عليه السلام مي‌كنم. اينجا بود كه ديدم حضرت، داخل ضريح ظاهر شد و در حاليكه روي صندلي نشسته بود، حواله‌اي به من داد.من هم رفتم و از بازار گرفتم.

 

   

  بابا مرا بر زمين بگذار

جناب حجه‌الاسلام و المسلمين آقاي سيداحمد قاضوي در تاريخ 26 صفر الخير 1417 ق نقل كردند كه مرحوم آيه الله حاج شيخ محمد ابراهيم نجفي بروجردي مي‌فرمودند:

زماني كه در عراق بوديم، يك روز در صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام با عده‌اي از رفقا نشسته بوديم، كه ناگهان ديديم عربي وارد صحن مطهر شد. وي پسر بچه‌اي ۶ - ۷  ساله را بر روي دست حمل مي‌كرد كه به نظر مي‌رسيد جان خود را از دست داده و مرده است. پدر بچه اشاره به ضريح مطهر حضرت كرده و گفت: اي عباس بن علي عليهما السلام، اگر شفاي پسرم را از خداوند نگيري شكايت شما را به پدرت علي عليه السلام مي‌كنم.

 

با ديدن اين صحنه، به ذهن ما رسيد كه به او بگوييم اگر درخواستي هم داري بايد با حضرت مؤدبانه صحبت كني و اين گونه عتاب و خطاب با اين بزرگوار درست نيست. هنوز فكر كردن ما به پايان نرسيده بود كه ديديم بچه چشمانش را باز كرده، به پدر گفت: بابا مرا بر زمين بگذار!

 

همة ما از مشاهدة اين صحنه بسيار منقلب شديم و به چشم خود ديديم كه بچه شفا يافته است.

 

  بابا مگر اربابت باب الحوائج نيست؟!

 

سلالة السادات جناب آقاي سيدعلي صفوي كاشاني، مداحل اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از جناب آقاي هاروني نقل كرد كه گفتند:

يكي از عزيزان سقاي هيئتي كه در ايام محرم (عاشورا) دور مي‌زد و آب به دست بچه‌ها مي‌داد، نقل مي‌كند خدا يك پسر به من داد كه يازده سال فلج بود. يكي از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتي مي‌خواستم از خانه بيرون بيايم، مشك آب روي دوشم بود؛ يكدفعه ديدم پسرم صدا زد: بابا كجا مي‌رودي؟ گفتم: عزيزم، امشب شب تاسوعاست و من در هيئت سمت سقايي دارم؛ بايد بروم آب به دست هيئتيها بدهم. گفت: بابا، در اين مدت عمري كه از خدا گرفتم، يك بار مرا با خودت به هيئت نبرده‌اي. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نيست؟ مرا با خودت امشب بين هيئتيها ببر و شفاي مرا از خدا بخواه و شفاي مرا از اربابت بگيرد.

مي‌گويد: خيلي پريشان شدم. مشك آب را روي يك دوشم، و عزيز فلجم را هم روي دوش ديگرم گذاشتم و از خانه بيرون آمدم. زماني كه هيئت مي‌خواست حركت كند، جلوي هيئت ايستادم و گفتم هيئتها بايستيد! امشب پسرم جمله‌اي را به من گفته كه دلم را سوزانده است اگر امشب اربابم بچه‌ام را شفا داد كه داد، والا فردا مي‌آيم وسط هيئتها اين مشك آب را پاره مي‌كنم و سمت سقايي حضرت ابالفضل العباس عليه السلام را كنار مي‌گذارم اين را گفتم و هيئت حركت كرد.

 

نيمه‌هاي شب بود هيئت عزاداريشان تمام شد، ديدم خبري نشد. پريشان و منقلب بودم، گفتم: خدايا، اين چه حرفي بود كه من زدم؟ شايد خودشان دوست دارند بچه‌ام را به اين حال ببينم، شايد مصلحت خدا بر اين است. با خود گفتم: ديگر حرفي است كه زده‌ام، اگر عملي نشد فردا مشك را پاره مي‌كنم. آمدم منزل وارد حجره شديم و نشستيم. هم من گريه مي‌كردم و هم پسرم گريه مي‌كرد.

 

مي‌گويد: گريه بسيار كردم، يكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس از ديگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضاي خدا باشد من هم راضيم!

 

من از حجره بلند شده، بيرون آمدم و رفتم اتاق بقلي نشستم. ولي مگر آرام داشتم؟! مستمرا گريه مي‌كردم تا اينكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنيدم كه پسرم مرا صدا مي‌زند و مي‌گويد: بابا، بيا اربابت كمكم كرد. بابا، بيا اربابت مرا شفا داد. بابا.

 

آمدم در را باز كردم، ديدم پسرم با پاي خودش آمده است. گفتم : عزيزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتي تو از اتاق بيرون رفتي، داشتم گريه ميكردم كه يك دفعه اتاق روشن شد ديدم يك نفر كنار من ايستاده به من مي‌گويد بلند شود! گفتم : نمي‌توانم برخيزم. گفت: يك بار بگو يا اباالفضل و بلند شو! بابا، يك بار گفتم يا اباالفضل و بلند شدم،‌ بابا. بابا، ببين اربابت نااميدم نكرد و شفايم داد! ناقل داستان مي‌گويد: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بيرون آمدم، در حاليكه با صداي بلند مي‌گفتم : اي هيئتها بياييد ببينيد عباس عليه السلام بي‌وفا نيست، بچه‌ام را شفا داد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:56  توسط عارف  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:49  توسط عارف  | 

 بسم رب العباس (ع) »

اذا زلزلت الارض زمين محشر عظمي ست،

چه شوري ست ، چه غوغاست ؛

از اين حال زمين لرزه به دلهاست

نه پستي ، نه بلندي وَ نه درياست!

رسيده ست همان روز قيامت ، همان لحظه موعود؛

كه فرمود خدا : زود رسد زود...

خلايق همه در حال فرارند وَ  بي تاب و قرارند

آرام ندارند ؛ كه اين روز ، همان روز حساب است

همان روز سوال است و جواب است ،

كه مردم ، همه اينگونه پريش اند

نه در فكر پسر يا پدر و مادر و فرزند ، همه در پي خويشند

وَ مردم همگي مست ، همه بي خود و مدهوش

كه ناگاه رسيد از سوي حق نغمه چاووش

الا اهل قيامت همه ساكت وَ سرها هم پايين

وَ اي جمله خلايق همه خاموش ، شده گوش

سراسر همه ي عرصه ي محشر ، پر از آيه ي كوثر

ملائك همه در شور ،

غزل خوان ، همه سرمستِ شميم گل حيدر ،گل ياس پيمبر(ص)

چه حالي است ؟ خبر چيست ؟ مگر كيست ، قدم رنجه نموده ست به محشر؟

يگانه گهر حضرت داور

الله ُ اكبر ،‌ اللهُ اكبر !

يا حضرت زهرا (س) ، صديقه اطهر

ملائك همگي بال گشودند

وَ فرش قدم مادر سادات نمودند

آري خبر اين است : اميد همه آمد

جبريل صدا زد كه : خلايق ، انگيزه خلق دو جهان فاطمه(س) آمد

وَ مبهوت جلالش همه ي ناس

پيچيد به محشر ، همه جا عطر گل ياس

زهراست وَ آن وعده شيرين شفاعت ؛

بر چشم ترش اشك نشسته ست چو الماس

بر دست كبودش ، اسباب شفاعت ، همان دست جدا از تن عبّاس(ع)

 وَ زهرا (ع)  شده گريان ابالفضل(ع)

همه گريه كن و نوحه سراي غمِ چشمان ابالفضل(ع)

مردم همه ساكت همه مبهوت وَ حيران ابالفضل(ع)

كه اين فاطمه(س) ابر كرم و رحمت و عشق است

كه از او شده جاري به لبِ خشك زمين بارش باران ابالفضل(س)

ناگاه همه از دهن ياس شنيدند:

« الله ، قسم ميدهمت جان ابالفضل

سوگند تو را حق دو دستان ابالفضل

بر فاطمه ات بار اِلها تو ببخشا

هركس كه زده دست به دامان ابالفضل »

وَ ياران ابالفضل همگي مات ، از هيبت عبّاس(ع)

انگار نه انگار كه اين روز حساب است؛

يكبار دگر روضه و گريه ،يكبار دگر سينه زني، غربت عبّاس(ع)

زهراست كند نوحه سرايي،

آري شده برپا به قيامت ، يكبار دگر هيئت عبّاس(ع) !!

عبّاس(ع) هماني كه قتيل العبرات است

هر قطره ي مشكش ، آبي ز حيات است

شرمنده ز شرمندگيَش ، آب فرات است

با گريه ي زهرا(س) ،‌ديدند ملائك همگي اشك خدا ريخت

با نام ابالفضل(ع) وَ دستان شفيعش ،ترس از جگر اهل ولا ريخت

ناگاه در آن حالِ پريشانِ دلِ مادر سادات

آمد ز سوي حضرت موعود ندايي : كه زهرا تو همه كاره ي مايي !

تا باز به چشم همه ي خصم رود خار

تا باز ببينند همه وعده ي دادار

تا كور شود هر كه به دنيا ز حسد  كرد ، حق تو و فرزند تو را ضايع و انكار

بخشم به تو هركس كه توئه فاطمه گويي

اي شير زن حيدر كرار ،

خود داني و چشمي كه شده خيس ،به اندازه ي بال مگسي ، بهر علمدار !

از وصف چنين قصه به محشر ، يكپارچه در شورم و شينم

يكپارچه سرمست غرورم  ، من گريه كن شير زن شير حنينم

بي خود شدم  از خود وَ چنين نعره كشيدم

الله ، الله ، الله منِ زار ،‌

مست و خراب علمدار حسينم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:47  توسط عارف  | 

جان دو عالم فدای نام ابالفضل

 

داده خدا پاسخ سلام ابالفضل

 

بنده او هستم و آزاده دهرم

 

گشت دل وحشی من رام ابالفضل

 

طایر جانم که پران بود به هر سوی

 

بست نشستست روی بام ابالفضل

 

کلّ خلایق بوند گرد قبایش

 

یوسف مصری شده غلام ابالفضل

 

جان به فدای کمال و هم به جمالش

 

رأس بیفکن به  زیر گام ابالفضل

 

گر، می عرفان بداد بر دل ما نور

 

این اثر یقین بود ز جام ابالفضل

 

از همه هستی بشودغصه وغم دور

 

شامل ار شود به لطف عام ابالفضل

 

خضر روان گشته پی آب حیاتش

 

کاسه به دست است پیش کام ابالفضل

 

نعره هیجای او نفخه صور است

   

صبح قیامت بود قیام ابالفضل     

 

گشته جدا دست و سر و پای به هر جای

 

از شرر آذر حسام ابالفضل

 

در همه عمر پی امر ولی بود

 

خون خدا گشته چون امام ابالفضل

 

در همه دم گفت که من حامی دینم

 

دین خدا زنده از کلام ابالفضل

 

در پی امر امام نیزه به دستش

 

گریه کرد ، تیغ در نیام ابالفضل

 

بهرحفاظت ز حرم تا دم جان بود

 

راحت و آسودگی حرام ابالفضل

 

حضرت صاحب زمان گشته اسیرش

 

خیز ز جایت به احترام ابالفضل

 

گرچه بود امّ بنین مادر نیکوش

 

فاطمه باشد به جنان مام ابالفضل

 

فاطمه فرمود پسر خواند برادر

 

دل ادب آموز از مرام ابالفضل

 

مادر سادات داد إذن به عبّاس

 

آه برادر بیا پیام ابالفضل

 

زائر قبر حسین إذن از او گیر

 

وقف حسین است چون تمام ابالفضل

 

فخر کند حضرت دادار به عبّاس

 

باش تو آگاه بر مقام ابالفضل

 

روز جزا عاشق او اهل بهشت است

 

چون که شود لایق اکرام ابالفضل

 

با همه زیرکی ای دل تو فتادی

 

شکر خداوند،بین دام ابالفضل

 

اگه خوشتون اومد برام یه دعایی کنید...

 

الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:46  توسط عارف  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:27  توسط عارف  |